Wisdom & Approaches How to Get Rich
14- Specific Knowledge Is Highly Creative or Technical
دانش ویژه خلاق و فنی است
دانش ویژه در لبهی پیشرو تکنولوژی، هنر و ارتباطات قرار دارد
دانش ویژه را میتوان از راه شاگردی کردن آموخت
ناوال: تا جایی که بتوان دانش ویژه را آموزش داد، این آموزش در حین کار و از طریق شاگردی رخ میدهد. به همین دلیل بهترین کسبوکارها و بهترین مسیرهای شغلی معمولاً آنهایی هستند که با شاگردی یا خودآموزی جلو میروند، چون هنوز جامعه برای آموزش سیستماتیک و خودکارسازی این مهارتها راهی نیافته است.
نمونهی کلاسیک: وارن بافت پس از اتمام تحصیل پیش بنجامین گراهام رفت. گراهام نویسندهی کتاب «سرمایهگذار هوشمند» و خالق یا شکلدهندهی مدرن مفهوم ارزشگذاری در سرمایهگذاری بود. وارن بافت به گراهام پیشنهاد داد که رایگان برایش کار کند. گراهام پاسخ داد: «حتی رایگان هم گران است.» و گراهام کاملاً حق داشت. وقتی حرف از شاگردی ارزشمندی مثل آنچه گراهام میتوانست به بافت بدهد میشود، بافت در واقع باید کلی هم پول به گراهام میداد. این نشان میدهد آن مهارتها چقدر ارزشمند بودهاند.
دانش ویژه اغلب بسیار خلاق یا فنی است
دانش ویژه اغلب فنی و خلاق است، و در لبههای پیشروی تکنولوژی، هنر یا ارتباطات قرار دارد. حتی امروز، ممکن است «اربابان میم» (meme lords) در اینترنت وجود داشته باشند که میتوانند میمهایی بسازند که ایدهای را به میلیونها نفر منتقل کند. یا افرادی که بسیار اقناعکنندهاند؛ «اسکات آدامز» نمونهی خوبی است. او عملاً تبدیل به یکی از معتبرترین افراد در پیشبینیها و بحثهای اقناعی شده، چون سالها روی هیپنوتیزم، شیوههای ارتباطی، کارتون کشیدن و استفاده از ابزارهایی مثل پریسکوپ کار کرده است.
این نوع دانش ویژه را او در طول سالها ایجاد کرده است؛ دانش بسیار خلاق و تا حدی فنی، که هرگز خودکار نخواهد شد. هیچکس نمیتواند این دانش و مهارت را از او بگیرد. او پاسخگویی را با یک برند شخصی (اسکات آدامز) دارد، با استفاده از اهرم رسانهها (پریسکوپ، کمیک دیلبرت، نوشتن کتاب) عمل میکند. او روی این برند اهرم بزرگی دارد و اگر بخواهد، میتواند بر ثروتش نیز بیفزاید.
دانش ویژه خاص فرد و موقعیت است
نیوی: بهتر نبود این را «دانش منحصربهفرد» بنامیم؟ یا «دانش ویژه» معنای مناسبتری دارد؟
ناوال: من این چارچوب را در جوانی ایجاد کردم، دههها پیش. از آن زمان، «دانش ویژه» در ذهن من جا افتاده است. هر اصطلاح دیگری را که امتحان کردم، بار معنایی دیگری داشت. «دانش ویژه» کمتر استفاده میشود و میتوانم از نو برندش کنم.
مشکل «دانش منحصربهفرد» این است که اگر من آن را از کس دیگری یاد بگیرم، دیگر منحصربهفرد نیست. پس موضوع منحصربهفردی آن نیست، بلکه اینکه این دانش شدیداً مخصوص شرایط، مخصوص فرد و مسئله است و تنها در بستر یک علاقه و زمان صرفشده در آن حوزه ایجاد میشود.
نه میتوان آن را از یک کتاب بهطور کامل آموخت، نه از یک دورهی آموزشی، نه میتوان آن را در یک الگوریتم برنامهریزی کرد.
در ایجاد دانش ویژه نباید خیلی حسابگر بود
نیوی: دربارهی اسکات آدامز، او در یک پست وبلاگ میگوید برای ساختن حرفهی خود میتوانید در سه یا بیشتر از سه مهارت مختلف در صدک بیستوپنجم برتر باشید. با این کار، تبدیل به تنها کسی در دنیا میشوید که میتواند این سه چیز را باهم در سطح بالایی انجام دهد. به جای اینکه در یک چیز بهترین باشید، کافی است در سه چیز خیلی خوب باشید. آیا این روشی برای ساختن دانش ویژه است؟
ناوال: من فکر میکنم بهترین راه واقعاً دنبال کردن وسواس و علاقهی خودتان است. در عین حال، در پس ذهنتان میتوانید به جنبههای تجاری آن توجه کنید. ولی اگر بیش از حد هدفمند و حسابگر به دنبال ساختن این دانش بروید و فقط به پول فکر کنید، احتمالاً انتخاب درستی ندارید. آن چیزی را انتخاب نمیکنید که واقعاً دوست دارید، پس به اندازهی کافی در آن عمیق نمیشوید.
مشاهدهی اسکات آدامز بر مبنای آمار است. فرض کنید ۱۰,۰۰۰ حوزهی باارزش برای جامعه وجود دارد. احتمالاً در هر یک از این حوزهها یک نفر واقعاً شماره یک است. مگر اینکه شما یکی از آن ۱۰,۰۰۰ نفر با بیشترین وسواس در یک موضوع خاص باشید، به سختی به جایگاه شماره یک میرسید.
اما اگر مهارت شماره ۳,۷۲۸ را با مهارت عالی در فروش، نگارش خوب، فهم حسابداری و مالی ترکیب کنید، وقتی به نقطهای برسیم که این ترکیب لازم باشد، شما از لحاظ آماری از محدودهی ۱۰,۰۰۰ به میلیونها ترکیب ممکن میروید و رقابت کمتر میشود.
همچنین بازده نزولی وجود دارد. آسانتر است که در سه یا چهار چیز جزو ۵٪ برتر شوید تا اینکه در یک چیز شماره یک دنیا باشید.
دانش ویژه را در جایی بسازید که برایتان طبیعی است
این یک رویکرد عملگرایانه است. اما مهم است که این چیزها را خیلی حسابگرانه جمع نکنید. باید حوزههایی را انتخاب کنید که برایتان طبیعی است. هر کس در چیزی طبیعی است. ما همه عبارت «فلانی ذاتاً در فلان کار خوب است» را شنیدهایم.
هرچه در آن طبیعی هستید باید رویش تمرکز کنید. احتمالاً شما در چند چیز همزمان طبیعی هستید، چون شخصیت انسان پیچیده است. پس میتوانید مواردی که در آنها طبیعی هستید با هم ترکیب کنید تا صرفاً از سر علاقه و لذت بتوانید در چند چیز جزو ۲۵٪ یا ۱۰٪ یا حتی ۵٪ برتر شوید.