Wisdom & Approaches How to Get Rich
07- Live Below Your Means for Freedom
زیر سطح درآمدت زندگی کن تا آزاد باشی
کسانی که مدام در حال ارتقای سبک زندگیشان هستند، نمیتوانند این آزادی را درک کنند
نیوی: به جز اجاره دادن زمان، کار مهم دیگری هست که باید از آن پرهیز کنیم؟
ناوال: بله، من در دو توئیت مرتبط به این اشاره کردهام. یکی از آنها میگفت: «کسانی که بسیار پایینتر از سطح درآمدشان زندگی میکنند، به آزادیای دست مییابند که افرادی که مشغول ارتقای مداوم سبک زندگی خود هستند، اصلاً نمیتوانند تصور کنند.»
فکر میکنم این خیلی مهم است که شما مدام سبک زندگیتان را ارتقا ندهید. این کار آزادی شما را حفظ میکند. وقتی کمی پول در میآورید، همچنان مثل گذشته زندگی کنید تا نگرانیها از بین برود. پس سریع ندوید دنبال خانهی بزرگتر، سبک زندگی لوکستر و چیزهایی از این دست.
خطرناکترین چیزها هروئین و حقوق ماهانهاند
فرض کنید دارید ساعتی ۱۰۰۰ دلار دستمزد میگیرید. مشکل اینجاست که وقتی وارد یک سبک زندگی شغلی با درآمد زیاد میشوید، هیچوقت اینطور نیست که یک دفعه از ساعتی ۲۰ دلار برسید به ۱۰۰۰ دلار. این یک فرایند تدریجی در طول سالهاست.
در این مسیر، یک مشکل ظریف اتفاق میافتد: شما همزمان با افزایش درآمد، سبک زندگیتان را بالاتر میبرید، و این بالابردن سبک زندگی، معیار شما از ثروت را تغییر میدهد و شما را در همان تلهی کارمزدی نگه میدارد.
فکر میکنم «نسیم طالب» بود که گفت: «خطرناکترین چیزها هروئین و حقوق ماهانه است.» چون هر دو شدیداً اعتیادآورند. راهی که میخواهید ثروتمند شوید این است که فقیر باشید، کار کنید و کار کنید و کار کنید…
بهترین حالت این است که پول را در یک نوبت و یکجا به دست بیاورید
مثلاً در صنعت تکنولوژی شما ده سال هیچ درآمد قابل توجهی ندارید و ناگهان در سال یازدهم یک پرداختی بزرگ نصیبتان میشود.
یکی از دلایلی که نرخهای مالیاتی بسیار بالای مرسوم برای «ثروتمندان» اشتباه است، همین جاست. چون در خلاقترین و پرریسکترین حرفهها، شما واقعاً شاید یک دهه ضرر بدهید و هیچ درآمدی نداشته باشید، خطرات زیادی را تحمل کنید و عذاب بکشید.
سپس در سال یازدهم یا پانزدهم ناگهان یک پرداختی بزرگ نصیبتان میشود. اما درست در همان لحظه، دولت سر میرسد و میگوید: «خب، امسال کلی پول درآوردی، پس ثروتمندی، پس آدم بدی هستی و باید همهاش را به ما بدهی.» این کار عملاً آن حرفههای خلاق و پرریسک را نابود میکند.
اما در حالت ایدهآل شما پولتان را در چند مرحلهی جدا از هم و در طول زمان به دست میآورید، طوری که سبک زندگیتان فرصت نکند با سرعت تغییر کند. بعد میگویید: «خب تمام. من حالا بازنشستهام. حالا آزادم. البته همچنان کار میکنم چون آدم باید کاری در زندگی انجام دهد، اما حالا فقط روی چیزهایی کار میکنم که خودم میخواهم و هر وقت بخواهم.» اینطوری خلاقیت بیشتری دارید و کمتر تحت سلطهی پول هستید.