Wisdom & Approaches How to Get Rich
11- Pick Partners With Intelligence, Energy and Integrity
شریکهایی با هوش، انرژی و یکپارچگی بالا انتخاب کنید
در هیچیک از این سه مورد نباید کوتاه بیایید
ناوال: در مورد انتخاب افرادی که میخواهید با آنها کار کنید، افرادی را انتخاب کنید که هوش بالا، انرژی بالا و یکپارچگی بالا داشته باشند. این سهگانهای است که نمیتوانید در آن سازش کنید.
شما به کسی نیاز دارید که باهوش باشد، وگرنه در جهت اشتباهی حرکت میکند و به مقصد درست نمیرسید. شما نیاز به کسی با انرژی بالا دارید، چون دنیا پر از افراد باهوشی است که تنبلاند.
ما همگی کسانی را میشناسیم که واقعاً باهوشاند، اما حتی نمیتوانند از رختخواب بلند شوند یا یک انگشت بلند کنند. همچنین افرادی را میشناسیم که بسیار پرانرژیاند اما آنقدرها باهوش نیستند، بنابراین سخت کار میکنند ولی در جهت اشتباه میدوند.
البته منظورم از باهوش بودن این نیست که دیگران احمقاند. هر کسی در زمینهای خاص باهوش است. بستگی دارد شما در چه کاری نیاز به هوش دارید، باید کسی را پیدا کنید که در همان زمینه باهوش باشد.
انرژی هم همینطور است. ممکن است کسی برای یک کار بیانگیزه باشد، اما برای کار دیگر خیلی انگیزه داشته باشد. مثلاً فردی ممکن است واقعاً انگیزهای برای رفتن به یک شرکت و نشستن پشت میز نداشته باشد، اما برای نقاشی کردن انگیزهای سرشار داشته باشد. خوب، در این صورت باید نقاش باشد، آثارش را در اینترنت بگذارد و سعی کند از آن راه به حرفهاش شکل دهد، بهجای اینکه با یک یقهی بسته (رسمی) به سر کاری خستهکننده برود.
و در نهایت، یکپارچگی مهمترین است. چون اگر دو مورد اول (هوش و انرژی) را داشته باشید اما یکپارچگی نداشته باشید، در واقع با یک کلاهبردار باهوش و سختکوش طرفید که در نهایت سرتان کلاه میگذارد. باید بفهمید آیا فرد یکپارچگی دارد یا نه.
همانطور که قبلاً گفتیم، راه تشخیص از طریق «سیگنالها»ست. سیگنال یعنی آنچه افراد انجام میدهند، نه آنچه میگویند. نشانههایی که غیرکلامی هستند و وقتی فکر میکنند کسی نگاه نمیکند، خودشان را نشان میدهند.
انگیزه باید درونی باشد
نیوی: در مورد انرژی، سم آلتمن زمانی میگفت برای واگذاری کارها (Delegation)، باید کار را به کسی بسپاری که واقعاً در انجام آن کار خوب است، نه اینکه مجبورش کنی کاری کند که به آن علاقه ندارد.
ناوال: بله. من تقریباً هرگز یک شرکت را شروع نمیکنم یا کسی را استخدام نمیکنم اگر حس کنم او واقعاً خودجوش و مشتاق کاری که من میخواهم نیست. وقتی جوانتر بودم، فکر میکردم میشود دیگران را با حرف زدن ترغیب کرد که یک کار خاص را انجام دهند. اما این ممکن نیست. شما نمیتوانید در بلندمدت انگیزه کسی را تأمین کنید. شاید در ابتدا بتوانید او را هیجانزده کنید، مثل یک پادشاه که سربازانش را برای یک نبرد آماده میکند، اما در بلندمدت انگیزه باید از درون خود فرد بجوشد. شما نمیتوانید عصای زیر بغل انگیزهی او باشید.
پس باید مطمئن شوید افراد پرانرژیاند و واقعاً میخواهند کاری را که شما در نظر دارید، انجام دهند.
یکپارچگی یعنی آنچه فرد انجام میدهد، نه آنچه میگوید
توجه به سیگنالها بسیار مهم است. سیگنالها کاریاند که فرد انجام میدهد، علیرغم آنچه میگوید. دقت به نشانههای ظریف اهمیت دارد. همه میدانیم اگر کسی با یک پیشخدمت در رستوران بدرفتاری کند، دیر یا زود با شما هم بدرفتاری خواهد کرد.
اگر کسی دشمنش را فریب میدهد یا انتقامجوست، دیر یا زود شما را هم از «دوست» به «دشمن» تبدیل میکند و خشمش را بر سرتان خالی میکند. افراد معمولاً به شکلی عجیب در رفتارشان یکپارچگی دارند. اگر فردی در موقعیتهای مختلف کینهجو، خشمگین و کوتهنظر است، همین رفتار را جای دیگری هم نشان میدهد.
شما میخواهید افراد بلندمدت پیدا کنید. افرادی که بهطرز غیرمنطقیای اخلاقیاند. برای مثال، من دوستی داشتم که در شرکتی سرمایهگذاری کردم و شرکت شکست خورد. او میتوانست سرمایهگذاران را کاملاً نادیده بگیرد و سرمایهشان را از بین ببرد. اما او بارها و بارها از پول شخصی خودش مایه گذاشت تا بالاخره بعد از سه بار تغییر مسیر (Pivot) شرکت موفق شد. در تمام این مدت او هرگز سرمایهگذاران را کنار نگذاشت.
وقتی به او گفتم: «شگفتانگیز است که تو اینقدر به سرمایهگذاران احترام گذاشتی و حقشان را نادیده نگرفتی»، او ناراحت شد و گفت: «من این کار را برای شما یا سرمایهگذاران نکردم. برای خودم کردم. این دربارهی عزت نفس من است. این روشی است که من زندگی میکنم.» این همان کسی است که میخواهید با او کار کنید.
من جملهای دارم (از جای دیگری خواندم اما کمی تغییرش دادم): «عزتنفس (self-esteem) در واقع همان شهرتی است که نزد خودت داری.» تو همیشه حقیقت را در درون خودت میدانی.
افراد خوب، اخلاقی، قابل اطمینان و راحت برای همکاری، معمولاً عزتنفس بالایی دارند چون با خودشان هم رابطهی خوبی دارند و به اصول اخلاقیشان پایبندند. این موضوع با «ایگو» (خودبزرگبینی) فرق دارد. عزتنفس و ایگو دو چیز متفاوت هستند. ایگو میتواند بیاساس باشد، اما عزتنفس یعنی تو به معیارهای اخلاقی درونی خودت عمل کردهای.
کار کردن با افراد فاقد یکپارچگی سخت است. تشخیص افراد با یکپارچگی بالا از پایین دشوار است. معمولاً هرچه کسی بیشتر دم از اخلاق، یکپارچگی و درستکاری بزند، احتمال دارد کمتر چنین صفاتی داشته باشد. این مثل سیگنالدهی برای مقام است. اگر کسی آشکارا فریاد میزند که «من قابل اعتماد و راستگو هستم!» احتمالاً اینطور نیست. این ویژگی حقهبازهاست.
پس، همانطور که گفتیم، صنعتی را انتخاب کنید که بتوانید در آن بازیهای بلندمدت را با افراد بلندمدت بازی کنید.